حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

635

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

كه ، جناب وزير به واسطهء كثرت مشغله و اقبال مفرط ، ملتفت معايب كار نيست ، اولا مأمورين را طورى مىفرستد و در وقت مأموريت بياناتى مىفرمايد كه ديوانه مىشوند ، خصوصا در حالتى كه يك مأمور مجرب كارديدهء مستحسن و كامل ندارد . بعد از رفتن هم آنقدر تقويت مىكند كه اگر من هم بعد از 70 سال تجربه ، اين‌قدر تقويت ببينم ، ديوانه مىشوم . كارگزار كارى دارد محدود . به كارگزار چه مناسبت دارد اگر تلگراف كارگزار را دير داده ، به دو گفته سيم فرنگى هست با سيم فرنگى بگويد . اگر اسرار كارگزارى را بروز داده است ، تلگرافات او هم سر است . يك دفعه اگر وزير توى دهن او بزند كه اين فقرات خارج از تكليف توست ، تو كارگزارى نه راپرت‌نويس ، حق تو اين نيست مطالبى كه از خارجه به تو مىگويند ، از حكومت اجراى آن را بخواهى و اگر حاكم مطلبى راجع به آن‌ها دارد ، به تو بگويد و تو جواب و سئوال كنى . آذربايجان ، خراسان ، كرمان ، كرمانشاهان كارگزار دارند . هر قسمى كه آن‌ها با حاكم سلوك مىكنند ، در هر زمينه و شعبه كه آن‌ها در باب امور ولايتى به تهران مىنويسند و تلگراف مىكنند ، او هم بكند . جناب وزير هر رطب و يا بسى كه اين جوان مىنويسد ، فورا پاكت مىكند مىفرستد به حضور و حال آنكه ، براى خود وزير بد است . اين‌ها مطلبى است كه مناسبت به او ندارد ، بايد به حضرت اتابك راجع شود يا اگر مناسبت به تلگرافخانه دارد ، به خود مخبر الدوله خبر بدهند . همه را مشير الملك تصديق كرد و بنا شد يك مجلس خودش با وزير اين مسائل را در ميان بياورد . به او گفتم كه ، من محض خيرخواهى و دوستى وزير مىگويم ، و الا به ذات پاك خدا ، برادرزادهء من ابدا سال نو در بنادر نمىماند . نمىتوان به عشق سر احمر در چاه ماند و مار گرفت . آن روزى كه ما طالب بنادر بوديم ، ترقى داشت ، مداخلى داشت ، كارگزارش جزء اجزاء حكومت بود ، رئيس قشونى نداشت ، گمرك در دست خودمان بود ، تجار رئيس نداشت ؛ حالا تمام ادارات ، موضوع و هريك حكومت مستقلى است . چيزى كه براى سالار باقى است ، اعتراضات و اتهامات و افترائات كارگزار است و سديد السلطنه . شما اين پنج شش ماه را به وضع خوش به پايان ببريد تا ببينيم روزگار چه نقش جديدى روى كار مىآورد . هزار نقش برآرد زمانه و نبود * يكى چنان كه در آئينهء تصور ماست سابق نوشته بودم ، وزير افخم به كربلا مىرود ؛ موقوف شد ، متوقف عراق است . بانك‌طلبى از وزير همايون داشت ، در عوض جاسپ را ضبط كردند كه مواجب و فايدهء تيول او در ازاء طلب بانك پرداخته شود . خبر تازهء ديگرى نيست ، جز داستان بوشهر و كارگزار آن . قصهء ليلى مخوان و غصهء مجنون ؛ عشق تو منسوخ كرد . من كه ديگر خسته شده‌ام ؛ حالت حاجى معين هم در كار شما همين قدر است كه اخلال نمىكند .